اگر ازم میپرسید چرا اینجا؟

باید بگم برای بعضی خود بودن سخته. همه جا خود بودن سخته. گاهی آدم این شانس رو داره که جاهایی خودش باشه. و وقتی یک بار پیش آدم درست خودت باشی، اون ها بهت شجاعت خودت بودن رو میدن. اما اگه همیشه آدم درست کنارمون نباشه چی؟ اونوقت شاید بشه یک خود دیگر داشت، خودی که فقط خودت از وجودش خبر داری، خودی که دلت نمیخواد تا آخر عمرت خفه‌ش کنی، خودی که نمیشه همه جا بهش اجازه‌ی ابراز داد ولی گاهی هم معجزه میشه و جایی برای خود بودن به طور پنهانی پیدا میشه. مثل اینجا.

اما اگر ازم میپرسید چرا alter ego؟

باید بگم چون این عبارت هم به اون خود ابراز نیافته اشاره داره، خود دیگری که برای همه قابل رویت نیست. و هم معنی دیگه قشنگی داره. یک دوست مورد اعتماد. گاهی آدم‌ها اونقدر خوش شانس هستند که واقعا چنین دوستی در زندگی واقعیشون داشته باشند. ولی گاهی هم چنین کسی نیست، یا حداقل تو اون برهه از زندگی نیست. چاره چیه؟ شاید بشه تلاش کرد که حداقل خودت دوست مورد اعتماد خودت باشی. در نهایت کیه که بهتر از تو، تو رو بفهمه؟